تبليغاتX
دست نوشت
 

چتر ها را بايد بست


زير باران بايد رفت


فکر را خاطره را زير باران بايد برد


باهمه مردم شهر زير باران بايد رفت


دوست را زير باران بايد ديد


عشق را زير باران بايد جست


زير باران بايد چيز نوشت

 

 حرف زد نيلوفر کاشت


زندگی تر شدن پی در پی


زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است

 

 

 
+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 7 AM  توسط فاطمه جعفری | 
 

یا حسین (ع) کربلا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 11 PM  توسط فاطمه جعفری | 
 

یادم نمیره بوی عطری که با تو اومد اون شب 

یادم نمیره خاطراتت این روزای با تو بودن

یادم نمیره دلتنگیهاو دلواپسی های بی تو بودن

یادت باشه این روزا اسم تو نشسته رو لبای من

آن‌چه مرا مانده است، لذت ياد است / دلم به دولت ياد است، اگر دمي شاد است

+ نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386ساعت 2 AM  توسط فاطمه جعفری | 
 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

که مي ديدم مشوّش عارف و عامي ،

ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش ،

به جز انديشه عشق و وفا ، معدوم هر فکري

در اين دنياي پر افسانه مي کردم .

***

عجب صبري خدا دارد !

چرا من جاي او باشم ؟

همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي

همه زشتي اين مخلوق را دارد .

***

عجب صبري خدا دارد !

چرا من جاي او باشم ؟

همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي

همه زشتي اين مخلوق را دارد

عجب صبري خدا دارد !

عجب صبري خدا دارد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 10 PM  توسط فاطمه جعفری |