تبليغاتX
دست نوشت

 

تصور کن  اگه حتی تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبختِ خوشبخته

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست

جواب همصدایی با پلیس ضد شورش نیست

 

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره

دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی ذاره

همه آزاد آزادن , همه بی درد بی دردن

تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن

 

جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت

بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و طاغوت

جهانی رو تصور کن پر از لبخند آزادی

لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی

  

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانه اس

تموم جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس

  

کسی آقای عالم نیس ,برابر با همن مردم

دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه ی گندم

بدون مرز و محدوده, وطن یعنی همه دنیا

تصورکن تو میتونی بشی تعبیبراین رویا

 

قمیشی

به امید ظهور منجی بشریت

+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 9 AM  توسط فاطمه جعفری | 
 

   غصه نخور مسافر ماهم اينجا غريبيم

 
                                 ازديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم


   فرقي نداره بي تو بها رمون با  پاييز


                               نمیبيني که شعرام همه شدن غم انگيز!


  غصه نخور مسافر اونجاهوا که بد نيست


                                 اينجا ولي آسمون باريدنم  بلد نيست


   غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت


                                فداي برق نازت اون چشماي قشنگت


 غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري


                          من که خودم مي دونم که تو چقدر صبوري

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 5 AM  توسط فاطمه جعفری | 
 

آيا تا به حال دقت کرده ايد که بعضي افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات چقدر در سر زندگي و شاد

بودن توانا هستند؟ تحقيقات نشان مي دهد اين حالت ذاتي يا خدادادي نيست بلکه يک مهارت است که

اين افراد ان را درخود پرورش داده اند ما هم اگر بخواهيم مي توانيم اين مهارت را کسب کنيم و زندگي

خود را لبريز از شادي ونشاط سازيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 9 PM  توسط فاطمه جعفری | 

 

اي مهربانترين معترفم به ناتواني بدنم وبيچارگي ذهنم تويي بي نيازومن بي چيز

 

توي سرورومن بنده تويي امرزنده و من خطاكار توي خالق و من مخلوق

 

چرانگریم  كه گورم راآراسته  و فرش نكردم به كردارخوب براي آرميدن

 

وندانم چه سرانجامي دارم وميبينم نفسم راگول خورده وروزگار فريب

 

داده ودر جنبش است بالاي سرم بالهاي مرگ

 

چرا نگريم براي جان دادن فشار قبر تنگي لحدم سوال منكر و نكير

 

گريه ميكنم براي بيرون آمدن ازقبرم برهنه وخواربار گناه  بر دوش دارم

 

اقاي من به تو تكيه ميزنم واميدوارم و توكل دارم نسوزان صورتم را

 

 

آنگاه كه سجده كردم برايت وبيني به خاك ماليدم بي منت براي تو

 

 رحم كن و سايه عفوت را دريغ مداراي ارام بخش دلها

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 7 AM  توسط فاطمه جعفری | 

 

با دلي آرام از اشتياق به شفاعتت مي خوانمت

 به زباني كه لالش كرده گناهش

 بار الاها رازت گويم با دلي كه هلاكش كرده جرمش 

تورا مي خواهم محبوبم

 ترسان با شوق اميدوارر وهراسان

اي مولاي من هر وقت گناهم را ببينم در هراسم

 و چون بنگرم كرمت راطمع ورزم

اگر بگذري بهترين مهرباني و اگر عذابم كني ستم نكردي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 6 AM  توسط فاطمه جعفری | 
به یاد خدا که ارامش بخش روح ودل است

یه سلام گرم وبا یه عاالمه دتتنگی

بعد مدتی تاخیر امدم

این جمعم گذشت

وما هنوز

منتظر..

+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 11 PM  توسط فاطمه جعفری |